عسل چهل‌گیاه

     وقتی بخوایم از تهران به سمت مشهد، گرگان یا ساری سفر کنیم از جاده فیروزکوه رد می­شیم جاده­ی زیبایی که از کنار سازه­ی معروف و شاهکار مهندسی ۸۰سال پیش، یعنی پل ورسک، رد می­شه این راه اسمش رو از شهر فیروزکوه گرفته و خود این شهر هم بنا به نقل قول­هایی نامش رو از فیروز(پیروز) ساسانی پسر یزدگرد(احتمالا یزدگرد سوم که آخرین پادشاه ساسانی بوده) به یادگار داره.

     شهر و کلا شهرستان فیروزکوه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاصش که بین ری(تهران قدیم)، قومس(سمنان قدیم) و طبرستان(مازندران قدیم) قرار گرفته منطقه­ی تاریخیه و چندین تپه باستانی، قلعه، پل، کاروانسرا و خونه­ی قدیمی داره، کتیبه­ی معروف تنگه واشی هم که به دستور فتحعلی شاه قاجار حکاکی شده نزدیک همین شهره! برای دیدن این کتیبه که جزو معدود آثار تاریخی­ایه این منطه­س که امکان بازدید از اون مهیاست، کافیه وقتی که از تهران به سمت شمال حرکت می­کنیم ۱کیلومتر مونده به شهر، از خروجی روستای جلیزجند که سمت چپ­مونه خارج بشیم، بقیه مسیر رو تابلوهای راهنما بهمون نشون می­دن تا برسیم به یک تصویر سنگی زیبا از دوران قاجاریه.

     فیروزکوه از نظر معدنی، صنعتی و ارتباطی- مواصلاتی هم اهمیت زیادی داره، چندین معدن مهم استان تهران، چند کارخونه بزرگ و دو شهرک صنعتی داره، غیر از جاده مهم فیروزکوه، راه آهن شمال شرق هم از این شهر رد می­شه؛ راه آهنی که از فیروزکوه رد می­شه جزو اولین خطوط ریلی ایرانه و وقتی که سوارش باشین مناظر به مراتب مهیج تری رو نسبت به  وقتی که از بیرون بهش نگاه کنین می­بینین، برای همین بهتون پیشنهاد می­کنیم حداقل یکبار این مدل سفر رو برای رسیدن به این شهر تجربه کنین. 

     یه کمی قبل از رسیدن به شهر فیروزکوه و کنار پمپ بنزینی که وسط راه و بین دو  باند جاده قرار گرفته، یک راهی هست که می­ره به سمت منطقه ارجمند که دومین شهرِ شهرستان فیروزکوه با همون نام ارجمند اونجاس و جاییه که داستان خوراکی هیجان انگیز و طبیعی ما از دلِ اونجا شروع می­شه؛ یعنی عسل معدنچی!

     از جاده اصلی که خارج بشیم اول به سُله بُن می­رسیم، روستایی با تپه­های زیر کشت گندم و دشت­های سرسبزِ زیبا! یه کم جلوتر دریاچه­ی پر آبی رو اونجا می­بینیم که پشت سد نمرود قرار گرفته، بلافاصله بعدش سر سه راهی وِشتان باید به سمت راست بپیچیم که وارد منطقه ارجمند بشیم و برسیم به طبیعت کوهستانی و ییلاقی اونجا که با چندین رودخونه، گرداگردش محاصره شده و شگفت انگیزی مناظرش مجذوب­مون می­کنه!

     شهر کوچیک ارجمند و روستاهای لَزور، اِهِنز، بِهانک و شادمَهَند، همون جاهایین که ما رفتیم، گشتیم با مردم زحمت کش و دوست داشتنیش معاشرت کردیم و دوست شدیم. این آدم­های مهمون­نواز تو داستان­هایی که با لهجه و اصطلاحات قشنگی­شون که  مثلا به فروردین می­گفتتن “پروردین”، بهمون گفتن که بیشترشون دامدارن و به همین دلیل لبنیات بخش مهمی از سبد غذایی­شون رو تشکیل می­ده. اون­ها غیر از شیر، ماست، کشک و کره، مواد لبنیِ دیگه­ای هم داشتن که ما فقط اسم­شون رو شنیده بودیم ولی هیچ وقت نخورده بودیم، مثلا آرشه که می­گفتن از پنیری که از اولین شیر گوسفند مادر گرفتن، درست می­شه، بسیار مقویه ولی چون مزه خاصی نداره با عسل می­خورنش.  

     اهالی ارجمند ییلاقشون همونجاس و گله­های گوسفندشون رو تابستون تو کوه­های اطراف خودشون می­برن چرا و برای   قشلاق به چراگاه­های نزدیک گرمسار می­رن،  خیلی­هاشون بهار و تابستون که گله­هاشون نزدیک روستاست کندوهای زنبور عسل رو تو همون تپه­ها و دشت­های پر از گل و گیاه می­ذارن و اگه بهار به این جا سر بزنین حتما منظره قشنگی رو که همین کندوهای زرد و آبی لابه لای گل­های رنگوارنگ، ساختن، می­بینین. زنبورها از گیاه­های معطر دشت و دمن تغذیه می­کنن و بعد از ۵-۶ ماه تلاش، نتیجه­ی کارشون می­شه عسل خالص و خوشمزه­، محلی­ها به ما گفتن به این دلیل تولید عسل طول می­کشه که زنبورها رو با شکر تغذیه نمی­کنن و اگه این کار رو بکنن یک ماهه کندو پر از عسل می­شه ولی دیگه خالص نیست!

      ما با سفر به یک منطقه باحال، کند و کاو و ماجراجویی فراوون عسل خوشمزه­ای پیدا کردیم، تو این گشت و گذار متوجه شدیم اینجا ۴نوع عسل دارن؛ عسل آویشن که قدیمی­ترها متقدن برای سرماخرودگی، گلودرد، سرفه و سلامت ریه خیلی مؤثره، حتی بعضی وقت­ها رو زخم­های عفونی هم می­زنن و بعدش زخم رو پانسمان می­کنن. عسل گون هم دارن که به قول خودشون انرزی زاست و بعضی­ها هم برای خواب خوب پیشنهادش کردن، خودشون این عسل رو با گردو و کنجد قاطی می­کردن و این معجون شاهکار رو با چای تو اون هوای کوهستانی می­خوردن. عسل چهل­گیاه یا چند گیاه رو  وقتی مشکلات گوارشی دارن می­خورن و آخر سر هم عسل مرکبات که هم به عنوان ضد تهوع و هم برای کمبود ویتامین سی توصیه­اش می­کنن.

     آخر داستان سفر، ما از دوستای جدیدمون خواستیم که عسل­های بی­نظیرشون رو بهمون بفروشن تا ما بتونیم هم به شما برسونیمش تا تو حس و حال­مون شریک باشین و هم برای محلی­ها درآمدزایی کنیم که بتونن به این سبک زندگی ساده ولی قشنگ­شون تو روستاهای آبا و اجدادیشون ادامه بدن.